خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مریض عشقم و درد تو دارمز دردت تا ابد سر برندارم
۲
خطا گفتم چه درد استغفراللهمن این خود عین درمان می شمارم
۳
غمت گوید برآر از سینه آهیبه جان اینک مرادش می برآرم
۴
رقیب ار بی گناهم از درت راندنه اینم من کزار آن در گذارم
صفحهٔ ۱ از ۲