خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لبت چون شکر و نقل دهان نیز چناندل من عاشق نام تو زبان نیز چنان
۲
نور محض است عذار تو جبین نیز چنینبر غیبیست دهان نو میان نیز چنان
۳
شد دوان سوی تو اشکم چو خرامان رفتیسرو کم رفت چنین آب روان نیز چنان
۴
گرچه گه ظاهر و گه چون دهنت پنهانیآشکارا همه لطفی و نهان نیز چنان
صفحهٔ ۱ از ۲