خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتواندر وصلت گوهر نایاب گفتن میتوان
۲
عاشق گریان که گوید با تو دستی ده بماگرچه گستاخیست در غرقاب گفتن میتوان
۳
گر کنم با چشم و دل گه گه ز بخت خود حدیثپیش بیداران حدیث خواب گفتن میتوان
۴
ابرویت از گوشه گیران دل بناحق میبردقول حق در گوشه محراب گفتن میتوان
صفحهٔ ۱ از ۲