شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدیده سوی تو حیف آیدم گذر کردننشان پای نو آزرده نظر کردن
۲
نهادهایم همه سوی آستان تو رویبعزم کعبه مبارک بود سفر کردن
۳
لب تو همدم ما چون بریم از آن سر زلفز ذوق جان که تواند بترک سر کردن
۴
دعای جان تو گویم همیشه پیش رقیبکه بیدعا نتوان از بلا حذر کردن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth