خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواجه چرا نشستهای خیز که رفت کاروانبار به بند و شو توهم در پی کاروان روان
۲
نصر آمل چه میکنی روضه دلگشا بینکلیة قر خوشتر از شاه نشین خسروان
۳
ریخت بهار زندگی برگ خود و تو بیخیربر سر گل چو نرگسی مست شراب ارغوان
۴
نفسی که کوه برکند مرد خدا بیفکندپنجه شیر بشکند زور هزار پهلوان
صفحهٔ ۱ از ۲