خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا در کوی دلبر آرمیدنگل از گلزار وصل بار چیدن
۲
نگار خویش را در بر گرفتنشراب وصل از لعلش چشیدن
۳
مرا باشد دلارامی پریرویکه چون آهو بود خویش رمیدن
۴
تمنا میکنم چون از لبش بوسبود کارش به دندان لب گزیدن
صفحهٔ ۱ از ۲