شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داری لب و دهانی شیرین ولی چه شیرینبر رخ خطی و خالی مشکین ولی چه مشکین
۲
غارتگریست زلفت ظالم ولی چه ظالمعاشق کشیست چشمت بیدین ولی چه بیدین
۳
از ماه رنگ گیرد هر چیز و اشک ما هماز عکس آن دو رخ شد رنگین ولی چه رنگین
۴
بینم بهشت شاید در خواب خوش که شبهادارم ز آستانت بالین ولی چه بالین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth