خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبر نازک دل من هر زمان رنجد ز منگریش گویم به جان ماند به جان رنجد ز من
۲
گر ببندم نقش بوسش در خیال آید به جنگرا بر آرم نام آن لب بر زبان رنجد ز من
۳
گر بگویم نیست در خوبان مسلمانی و رحمزین شکایت ها نخست آن داستان رنجد ز من
۴
فتنه انگیزی و شوخی را اگر عیبی نهماول آن چشم آنگهی آن ابروان رنجد ز من
صفحهٔ ۱ از ۲