خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردنولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن
۲
به شبگردی بر آمد نام من چون ماه در کویششبی از روزنش ناچار خواهم سر فرو کردن
۳
به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویشمن آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن
۴
اگر چون فرصتی داری منه یک لحظه جام از کفکه خواهد کوزه گر روزی ز خاک ما سبو کردن
صفحهٔ ۱ از ۲