خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راز عشقت ز دل آمد به زبانمهر در ذره نهفتن نتوان
۲
گفتی از چشم تو خون می آیدهرچه می آید ازو در گذران
۳
دهنت دیدم و گفتم شکر استگفتمت هرچه خوش آمد به دهان
۴
الاف اگر زد به قدت سرو چمنگویش اینک گز و اینک میدان
صفحهٔ ۱ از ۲