خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی او از زلف دیدن میتوانگل شب مهتابه چیدن میتوان
۲
گرچه زلف او ز سر تا پا جفاستاین جفا از وی کشیدن میتوان
۳
کشتی مرغی که باشد خانگیگر به بام او پریدن میتوان
۴
با لب او میوهٔ شیرین وصلگر رسد وقتی رسیدن میتوان
صفحهٔ ۱ از ۲