شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دینچرا آن ترک کافر کیش غارت می کند چندین
۲
در آن صف کو سپه رائد به قصد غارت دلهادلی کآنجا نخواهه شد اسیر او زهی مسکین
۳
چو دود آه خود با او رساندم سوخت چشمانشچه بینی زرق خود صوفی تو کافر سوزی من بین
۴
جهانگیری همین باشد که چون برقع براندازیرخت فی الحال بگشاید خط زلفت بگیرد چین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth