خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگونکه از دل بروما نیارده شبیخون
۲
گر آن مه پذیرد ز من ناله و آهاز اینان متاعش فرستم بگردون
۳
خیالت چون بر آب چشمم نشیندبگویند بنشست شیرین به گلگون
۴
چو باد آید آن ابروان در نمازمکه دارند از نوجگرهای پر خون
صفحهٔ ۱ از ۲