خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من و محنت تو زهی راحت منچه راحت که بخت من و دولت من
۲
چو من با تو باشم زهی راحت تواگر این نباشد زهی محنت من
۳
به دشنام من رنجه گشتی شنیدمزهی خواری نو زهی عزت من
۴
من و اقتدا با تو در هر نمازیهمین است تا زنده ام نیت من
صفحهٔ ۱ از ۲