خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میزند بر آتش دل جوش می آب اینچنینغم ز دلها میزداید باده ناب اینچنین
۲
صید دلها می کند دلدار با نیر نگاهدلبران را باشد آری رسم ارعاب اینچنین
۳
رخ متاب از دوستداران ای نگار سنگدلبین که از هجر رخت در گشته بی تاب اینچنین
۴
هر شبی در خواب می بینم که سنگین دلتریباشد آری عادت بخت گرانخواب اینچنین
صفحهٔ ۱ از ۲