خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدننمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن
۲
اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشدبه هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن
۳
دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشیبیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن
۴
اگرچه عشق ناگاهان به خاطرها فرود آیدولیک او را به مدتها بیاید نیز ورزیدن
صفحهٔ ۱ از ۲