شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۸۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختنبا چنان رخ غایبانه نیست آسان باختن
۲
جان بسی در باخت عاشق تا به آن رخ عشق باختپاکباز آمد مقامر از فراوان باختن
۳
تا بری از من به بازی جان و سر وآنگه روانخواهم این شطرنج با تو تا به پایان باختن
۴
چون به لب بازی کنی در عشوه جان بازم منتهرچه خواهد باخت باید با حریفان باختن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth