خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چاره کس نکند غمزه خونخواره توخون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو
۲
کرد با خاک سر و جان عزیزان هموارداغ پیوسته و درد غم همواره تو
۳
هر کسی راز دل ریشه بود ناله و آهناله ماه ز دل سختتر از خاره تو
۴
انه منم از وطن افتاده غریب نو و بسای مقیمان و غریبان همه آواره تو
صفحهٔ ۱ از ۲