خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به کلی طمع وصل بریدیم از تومرحبانی نزده دست کشیدیم از تو
۲
دل که در عشق تو خود را به غلامی بفروختتا به هیچش ندهی باز خریدیم از تو
۳
سالها گرچه نهادیم به تو چشم امیدجز جفا و ستم و جور ندیدیم از تو
۴
هر سؤالی و دعانی که بر آن در کردیمغیر دشنام جوابی نشنیدیم از تو
صفحهٔ ۱ از ۲