خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روان گرد درت اشک روان پیوستهبه فلک بی تو مرا آه و فغان پیوسته
۲
در چمن چون ورق عارض و رخسار تو نیستگل سرخ این همه بر سرو روان پیوسته
۳
تا لبم پای نو بوسید و زبان نام تو برداین جدا شکر تو می گوید و آن پیوسته
۴
تا به تیر مژه دل صید کنی از چپ و راستز ابروان چشم تو دارد دو کمان پیوسته
صفحهٔ ۱ از ۲