خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماهمردم دیده که باشد؟ که کند در تو نگاه
۲
مردم چشم تو ماتم زده عشاقندورنه رنگ «مژه ها» بهر چه گردید سیاه
۳
عاشق روی ترا برگ گل بستان نیبلبل باغ ارم میل ندارد به گیاه
۴
گر نشان قدمت بر سرراهی یابمبرنگیرم رخ اگر خاک شوم برسرراه
صفحهٔ ۱ از ۲