شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ابروان تو زاهد چو چشم وا کردهرا به گوشه محراب ها دعا کرده
۲
خدنگ ناوک غم عضو عضو ما چندانکه باز کرد: به هم نیغ او جدا کرده
۳
بردن دل و دین خال را نشان دادهبغارت سر و جان زلف را رها کرده
۴
بترک جور و جفا وعدهها که داده مراوفا نکره و گره کرده هم جفا کرده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth