خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ترسد در آن زلف خمیدهشب است آری و سرهای بریده
۲
اگر گل عندلیبانرا نکشته استچه خونست این بر آن دامان چکیده
۳
برخه اشکم گرو برده ز سیمابچو بر بالای زر با هم دویده
۴
دل ما دیده جان غم خویشچه نیکو دیده ای نور دیده
صفحهٔ ۱ از ۲