شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم به زخم زبانها نگردد آزردهکه عاشق تو بود گنده تیر خورده
۲
چه خوش بود صنمی چون تو در بر آوردنبه خلوتی که بود حجره در بر آورده
۳
دلی که بود درو رحم کردیش از سنگدگر چه برخورم از بار دل دگر کرده
۴
بناز چشم تو پرورده شد دلم منگربخواریش که عزیزیست ناز پرورده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth