خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نیر که بر جان ز تو از دور رسیدهصد دفتر شعر از حسن و خسرو سلمان
۲
ما روی تو دیدیم و زجان مهر بریدیمدل آمده نزدیک و بر او دوخته دیده
۳
هر زاهد انگشت نمائی که بمحرابنظارگی یوسف اگر دست بریده
۴
من چون کشم آن زلف که صورتگر چینشابروی تو دیده سر انگشت گزیده
صفحهٔ ۱ از ۲