شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز بگذشتی بر آن زلفه ای نسیم مشکبویدر شب تاریک چون رفتی برآن راه چو موی
۲
گفتمش بر لوح رخسار تو بی معنیست خطگفت خط خالی ز معنی نیست بی معنی مگوی
۳
گرچه رقت آن عارض چون آب باز از جوی چشمچشم آن دارم که آب رفته باز آید بجوی
۴
گو مثر شبنم عذار لاله و رخسار گلتا به تو کمتر فروشد حسن هر ناشنه روی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth