شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۹۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دست از جانفشانان بر فشاندیداد بیدادی ز مظلومان ستاندی
۲
رفتی و آن عارض چون آب و آتشیاد گارم در دل و در دیده ماندی
۳
بر تو گفتی سوره ای خوانم چو میریمردم و الحمدالله هم نخواندی
۴
داشتی در سر که خونم ریزی از چشمکامت این بود از دلم این نیز راندی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth