خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر راه طلب بافت گدانی گهرییعنی از اهل دلی بیسرو پائی نظری
۲
دی رسید از حرم وصل خطابیم بگوشحلقه ای گر بزنی بر تو گشایند دری
۳
دل که بر وی گذری می کند اندیشه غیرنه دل است آه به حقیقت که بود رهگذری
۴
دیده و دل دو حریمند که در هر دو حریمجز خیال رخ او بار نیابد دگری
صفحهٔ ۱ از ۲