خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم بر تو بردن تن را که شد خیالیباری برم خیالی چون نیستم وصالی
۲
ای باد کی گذارت ز آن سو مجال باشدبیماری و نباشد دانم تو را مجالی
۳
امروز نیست زاهد غافل ز حال رندانکو را به هیچ وقتی وقتی نبود و حالی
۴
چون زلف و رخ نمودی کردم سؤال بوسهدیدم تسلل دور آمد مرا سؤالی
صفحهٔ ۱ از ۳