خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست ندارم از تو من گرچه ز پایم افکنیتیزترم به دوستی گر همه تیغ میزنی
۲
نیست ز هم مفارقت سایه و آفتاب راهر طرفی که میروی من به تو و تو با منی
۳
ای نفس صبا ز ما بر سر زلف او بگویچند به دلشکستگان عهد کنیّ و بشکنی
۴
سرو بلندپایه را آن همه ناز کی رسدپیش درخت قامتت گر نکند فروتنی
صفحهٔ ۱ از ۲