خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر باره تیغ جفا بر کشیدیز باران دیرینه باری بریدی
۲
به قتل محبان شدی باز رنجهبنابادت ای دوست زحمت کشیدی
۳
من از حسرتت گرچه مردم خوشم همکه باری تو با آرزویی رسیدی
۴
ترا هر چه گفتیم گفتی شنیدمحدیثی شنیدی ولی کی شنیدی
صفحهٔ ۱ از ۲