خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانیکرد آب دیده رازم پیدا چنانکه دانی
۲
در کوی گلعذاری سروی گلی بهاریبازم شکست خاری در پا چنانکه دانی
۳
ترکان غمزة او بعد از هزار فتنهکردند ملک دلها بغما چنانکه دانی
۴
در دور چشم مست گشتند پارسایانشیدا چنین که بینی رسوا چنانکه دانی
صفحهٔ ۱ از ۲