خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که سودای تو می پخت کبابش کردیبود غمخانه دیرینه خرابش کردی
۲
دیده کز گریه بسیار تهی گشت ز اشکاز لب و عارض تره باز پر آبش کردی
۳
بر سرشکم ز تو افتاد مگر عکس سهیلزانکه غلطیده تر از در خوشابش کردی
۴
چشم خونریز تو در کشتن صاحب نظرانداشت در سرکه کنند نار عتابش کردی
صفحهٔ ۱ از ۲