خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو دل ما سوختی از آتش دوریما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری
۲
هر چند که دور از تو چو فرهاد فتادیمچون سنگدلان دل ننهادیم به دوری
۳
دانم نخوری غم ز هلاک من رنجوردر ماتم بلبل ننشیند گل سوری
۴
تا با توام از روضه نیندیشم و از حورهر جا نونی آن روضه خلدست و تو حوری
صفحهٔ ۱ از ۲