شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۱۰۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنیسرهای ما کشان همه در زیر پا کنی
۲
گفتی نمایمت رخ و کامت ز لب دهملطفیست این و مهر تو اینها کجا کنی
۳
شوخی فراغ از آتش و آبت از آن مدامدر دل مقام سازی و در دیده جا کنی
۴
من آن نی ام که ناله کنم از تو چون قلمگر خود به تیغ، بند ز بندم جدا کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth