خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم: ای سیمذقن! گفت: که را میگویی؟گفتم: ای عهدشکن! گفت: چهها میگویی
۲
گفتم: ای آنکه نداری سر یک موی وفاگفت: معلوم شد اکنون که مرا میگویی
۳
گفتم: ای جان ز دل سخت تو فریاد مراگفت: با ما سخن سخت چرا میگویی؟
۴
گفتم آن زلف پریشان تو با مشک خطاستگفت: تا چند پریشان و خطا میگویی؟
صفحهٔ ۱ از ۲