خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۰۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب این درد دل و فرقت جانان تا کیدر دلم بار فراق و غم خوبان تا کی
۲
هر نفس جان به لب آمد ز غم هجر مرابر من این غصه چرخ و غم هجران تا کی
۳
خود نگردد دلم از دور فلک روزی شادزندگانی به من خسته بدین سان تا کی
۴
هر کسی در پی کاری و سر و سامانیستمن سرگشته چنین بی سر و سامان تا کی
صفحهٔ ۱ از ۲