شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دراز که مانند زلف یار من استچو زلف یار به دست است، کار کار من است
۲
ز روزگار همین یک دم است حاصل منکه کارساز دلم یارِ سازگار من است
۳
نخواهم آخرِ این شب ولی چه شاید کردکه کارها همه بیرون ز اختیار من است
۴
چو صبح پرده‌دری می‌کند شکایت‌هاهمی‌کنم بر آن کس که غمگسار من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth