خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچآرام کرد از دل و صبر و قرار کوچ
۲
پیوسته بیم هجر همیداشت این دلمزین سان نبود ناگهش اندر شمار کوچ
۳
از آب دیده سیل برانم به روز و شبباشد که بعد از این نکند آن نگار کوچ
۴
در آب دیده غرقه کنم کوه و دشت راتا بر جمال او ننشاند غبار کوچ
صفحهٔ ۱ از ۳