خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیِ بینوا ز شکّر به نوا شکرفشان شدچه خوش است نغمه او را که حیات جاودان شد
۲
منگر در آن که دارد تن نازکش جراحتبنگر که تا چه راحت ز وجود او روان شد
۳
تن پر ز نیش دارد چو درون ریش داردغم و درد بیش دارد نفسش حیات از آن شد
۴
دل و جان چو نیست نی را عجب است این که داردخبری ز حال دلها که انیس عاشقان شد
صفحهٔ ۱ از ۲