شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چشم مست بدان زلف تابدار آیداسیر بند کمندت به اختیار آید
۲
دلی که در شکن زلف بی‌قرار افتادعجب بود که دگر با سر قرار آید
۳
نظر جدا نکند از کمان ابرویتاگر ز چشم تو صد تیر بر شکار آید
۴
میان چشم جهان‌بین خود کنم جایشاگر ز کوی تو گردی بدین دیار آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth