خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها باید که چون تو ماهی از دوران برآیدیا چو بالای تو سروی خوش زسروستان برآید
۲
در میان کفر زلفت نور ایمان مینمایدپیش زلف کافر تو مؤمن از ایمان برآید
۳
چون تماشا را در آیی ای نگارستان به بستاننعرههای عشق بازان از گل خندان برآید
۴
چشم مستت گر نماید التفاتی سوی یارانبر تو دشواری نباشد کار ما آسان برآید
صفحهٔ ۱ از ۲