خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی شمایل موزون و قد دلبندشکه هر که دید رخش گشت آرزومندش
۲
گر او در آینه و آب ننگرد زین پسکسی نشان ندهد در زمانه مانندش
۳
در آن نفس که لبش در حدیث میآیدروان همیشود آب حیات از قندش
۴
چو باغبان به قدش بنگرید هر سرویکه دید بر لب جویی ز بیخ برکندش
صفحهٔ ۱ از ۳