خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش با من لطفکی آغاز کرد آن دلبرککاب حیوان میچکانید از لب چون شکرک
۲
گفت اگر بوس و کناری داری از من آرزودر میان نه تا به جای آرد به جان این چاکرک
۳
گفتمش زان عارض چون لالهام یک بوسه بخشگفت ای کژ طبع باری پارهای زان سوترک
صفحهٔ ۱ از ۱