خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالمی را به جمالت نگران میبینمنه بدین دل نگرانی که من مسکینم
۲
مگرم دست اجل از سر پا بنشاندور نه تا هست قدم از طلبت ننشینم
۳
بر سر کوی تو یا سر بنهم یا باشدآستان تو شبی تا به سحر بالینم
۴
سنگهایی که قدمگاه تو باشد آن شبلعل و یاقوت کنم از مژه خونینم
صفحهٔ ۱ از ۳