خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدندوری نمیتواند پیوند ما بریدن
۲
ترسم که جان شیرین هجران به لب رساندتا وقت آن که باشد ما را به هم رسیدن
۳
موقوف التفاتم تا کی رسد اجازتاز دوست یک اشارت از ما به سر دویدن
۴
تا روح بر نیاید جهدی همی نمایممشتاق را نشاید یک لحظه آرمیدن
صفحهٔ ۱ از ۳