خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باغ چو بالایت سروی نتوان دیدنصد سرو فدا بادا هنگام خرامیدن
۲
ای نور الهی را از روی شما عکسیما آینه صانع خواهیم پرستیدن
۳
صبح از هوس رویت رفتم به گلستانهاباشد که کنم خود را مشغول به گل چیدن
۴
گلها چو مرا دیدند فریاد برآوردندکان گل که تو میخواهی اینجا نتوان دیدن
صفحهٔ ۱ از ۲