خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب دوشینه خیالت به عیادت سحریبر بالین من آمد که فلان هان خبری
۲
از غم تیرهشب و محنت هجران چونیوه که مردی ز غم عشق چو من عشوهگری
۳
دادمی کام تو گر بیم رقیبم نبدیکه مبادا ز رقیبان به جهان در اثری
۴
سوز و میساز که تا کام بیابی ز لبمتا در آتش نشود عود نیابی شکری
صفحهٔ ۱ از ۳