خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معذورم اگر ورزم سودای چنین یاریای چشم ملامتگر بنگر به رخش باری
۲
خامی که بدین صورت در کار نمیآیداو را نتوان گفتن جز صورت دیواری
۳
گرد شکرت گردم کز وی مگسی رانمانصاف نمیدانم شیرینتر از این کاری
۴
در عهد لبت شاید کز بهر شکر آیداز مصر بدین جانب هر روز خریداری
صفحهٔ ۱ از ۳