خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای ماه کنعانی برآ از چاه ظلمانیبه مصر عالم جان شو، نشین آنجا به سلطانی
۲
به هر منزل زلیخایی شود در صورتت فتنهتو را گر ملک میباید، مزن بر دام شیطانی
۳
دریغ است این که هر صورت تو را مشغول میداردندیدی صورت خود را که قدر خویشتن دانی
۴
تو سیمرغی، بیفشان پر به قرب قاف معنی شوچو بومان تا به کی باشی مقیم آخر به ویرانی؟
صفحهٔ ۱ از ۴